محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
275
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و امّا [ مورد دهم در بيان ] تشريح شحم [ شحم ] ، به فتح شين معجمه و سكون حاء مهمله و ميم ، كه به فارسى « پيه » نامند [ و ] جمع آن « شحوم » آمده ، جسمى است سفيد ، در غايت نرمى [ و ] متولّد از مائيتِ دم و دسومت . و فاعل انعقاد آن ، برودتِ مجمِّده و قابضه است و لهذا بيش تر بر اغشيه و اعضاء عصبانيه توليد و انجماد مىيابند ؛ براى برودت مزاج . و [ دليل دوم بر آن كه فاعل انعقادِ آن ، برودت است ] ، آنس [ است ] كه مادّهء لطيف و دسمِ چرب از مائيت خون چون برسد به اعضاء عصبانى ، به سبب برودت مزاج آنها منجمد و منعقد مىگردد . و چون حرارت بدانها برسد ، گداخته مىگردد . و فايدهء خلقت آن در اعضاء : تر و چرب و تازه داشتن عضوى است كه مجاور و متّصل بدان است ؛ تا آن كه از حركات مسخّنهء محلّلهء رطوبات مانعه از حركات محفوظ دارد و مدد بدانها رساند و نگذارد كه جفاف و يبس و ضعف و لاغرى بدانها عارض گردد و از حركات باز مانند .